صدای باران
تا حالا شده که بخوای با تمام قدرت خدا رو فریاد بکشی و ازش کمک بخوای که رهات کنه ، به دادت برسه ...
تا حالا شده که دلت بخواد یه مسافر در خونت رو بزن و تو رو از این همه چشم انتظاری در بیاره ...
تا حالا شده زیر بار سنگین فاصله انقدر له بشی که دیگه حتی نتونی جیک بزنی ...
تا حالا شده عشقت و ندید بگیرن و بعد هم ...
اصلا تا حالا شده عاشق بشید من شدم و فهمیدم عشقم مثل همه چیز تو دنیا واسه همه یه شکل نیست ...
عشق من اما رنگش بنفشه ، بنفش به رنگ دوری ، فاصله ، انتظار و شور مثل غم ، مثل اشک و گرفته و تنگ
مثل بغز ، مثل نفسهای کوتاه من و از جنس من از جنس برزخ ، از جنس مه
و بزرگ از قد آسمون هم خیلی بالاتر شاید هم بیشتر ، عاشقانه اونقدر که دوستم داشت و دارم
لطیف مثل ابریشم ، ابر و تموم مهربونیاش ... تا حالا شده به انتظار شنیدن دوباره ی یه صدای آشنا روزها ، شبها ،
ماهها و شاید سالها به انتظار بشینی که بیاد بیاد ، برگرده و بالاخره تنهایی تو هم تموم شه
یه زمانی بود که می خندیدم ، می رقصیدم با عشق و بوسه و احساس ... بجای درویشی و تنهایی و های های بی خبری
دامنم پر بود از احساس خوشبختی ، عشق ، عشق ، عشق ...
حالا هم حالم خوبست یه تنهایی دارم به وسعت عشق تو ، یه آرامش و سکوت محض که اونجا فقط صدای تیک تیک ساعت
که می تونه جای تو رو بگیره ، جای عشقم رو بگیره ، جای نفسهای گرمت و بگیره ...
از وقتی رفتی چشمای کسی دیگه آینه صورتکم نشد ، ا ز وقتی که رفتی ...وای به روزی که از سفر بر گردی دیگه نمی ذارم بری و
تنهام بزاری هر جا بری باهات می یام ، باهات می یام .... دوسِت دارم ...دوسِت دارم

















!
در میارم از آلبومم ، عکسای یادگاریتو
عکسا تو هی می بوسمو ، زل می زنم به دفترم
عشق تو مونده در دلو ، فکر تو مونده در سرم
من هنوزم دوست دارم
زنجیر قفل یاد تو ، از دل من وا نمی شه
طفلکی قلب عاشقم ، فکرته هر جا همیشه
بعد تو روزگار من ، خیلی به سختی می گذره
فکر نکن عاشقت یه روز ، عشق تو از یاد می بره
من هنوزم دوست دارم
کاش خونه قلبمو باز، بیای چراغونی کنی
کاش تو حصار زندگیت ، باز منو زندونی کنی
کاشکی بیای مثل قدیم ، دست تو دستام بذاری
قول بدی این بار که بیای ، باز نری تنهام بذاری
من هنوزم دوست دارم

| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








