تبليغاتX
صدای باران


صدای باران

  *ضد حال يعني چي؟...

1- سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه

2- روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري

3- يک قدمي خط بايان مسابقه دو به زمين بيفتي و ـآخر بشي

4- درس رو بلد نباشي و بنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا کنه

5- ضد حال يعني اينکه اين مطلب رو از قبلا خونده باشي **

دعاي دختر مجرد:اللهم عجل في ازدواجنا و تکميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدرکا و رشيدا قدا و مالا کثيرا و بيتا مستقلا و سياره البرشيا ... ***

دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تک دانه و کم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها کامله و کدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمتنا... ****

خداوند وقتي آسمان را آفريد گفت چه زيباست. زمين را آفريد گفت چه زيباست. مرد را آفريد گفت چه زيباست. زن را آفريد گفت:، اشکال نداره، آرايش ميکنه

نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط قطره| |

چهار نفر بودند. اسمشان اين ها بود:‌ همه کس، يک کسی، هرکسی، هيچ کس.
کار مهمی در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسی اين کار را به انجام می رساند. هرکسی  می توانست اين کار را بکند،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسی عصبانی شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را  نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوری تمام شد  که هرکسی يک کسی  را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد.
 
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط قطره| |

1000بار 900 جمله عاشقانه را 800 جاي مختلف به 700 زبان پيش
 600 نفر مطرح كردم.500 نفر از آنان 400 تاي آن را به 300 زبان
 در 200 برگ ترجمه كردندو من آن را 100بار براي شما در 90 روز
 روزي 80 بار خواندم و 70 جمله آن را 60 بار در 50 روز 40 بار
 براي خودت تكرار كردي30تاي آن را با 20 بار آموختي10 بار از
شما 9 سؤال كردم 8 مرتبه 7 سؤال من را6 بار در فاصله 5 روز
 جواب دادي4 بار شما را در 3 جادعوت كردم 2 بار تمنا كردم تا 1 بار
 بگويم:  ...................
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1385ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط قطره| |

آیا می دانستید....

1- فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.
2- قلب شما روزي ۱۰۱۰۰۰ بار مي تپد
.
3- دهان شما روزي يک ليتر بزاق توليد ميکند
.
4- به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است
.
5- از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگي ميشود
.
6- مردان روزي ۴۰ و زنان روزي ۷۰ تار مو از دست ميدهند
.
7- يک انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند
.
8- عضله اي که به شما امکان چشمک زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک ميزنيد
.
9- زنان دو برابر مردان چشمک ميزنند
. :-)
10- ناخن هاي دست ۴ برابر سريعتر از ناخن هاي پا رشد ميکنند
.
11-حدودا دو سوم وزن بدن از اب تشکيل شده است .۹۲٪ خون ۷۵٪ مغز و۷۵٪عضلات از اب تشکيل شده اند .

12) انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک مي زند!
13) خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
14) يک گالن روغن سوخته، مي‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
15) اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!

16) حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در كلمات بكار مي‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
17) خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي مي‌شود!
18) دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز مي‌گذارند!
19) قديمي‌ترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
20) اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده مي‌كنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
21) سرعت آب دهاني كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
22) ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول مي‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
23) جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزي شما مي‌شود!
24) در تايوان بشقاب‌هاي گندمي درست مي‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم مي‌خورند!
25) يك‌چهارم استخوان‌هاي بدن، در پای شما قرار دارد!
26) اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!

27) عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.
28) اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد.
3- مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
29) كلمه «ماشين‌تحرير» (TYPEWRITER) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
30) چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
31) شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
32) محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.
33) وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.
34) خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
35) وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
36) جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
37) تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است.
38) كروكوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
39) حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد.
40) تمامي خرس‌هاي قطبي چپ‌دست هستند.
41) در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جويي كند.
42) پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.
43) فيل‌ها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
44) در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود.
45) بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها مي‌ترسند كه نمي‌توانند آن‌ها را بكشند.
46) مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي‌كند.
47) قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
48) موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
49) صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
50) استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري‌هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي‌دهد.
51) فندك قبل از كبريت اختراع شد.

نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1385ساعت 8:46 قبل از ظهر توسط قطره| |

 

زن از دید علم شیمی:

این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت میشود و بیشتر به صورت یک ترکیب یا ماده ای چون انیدرید تبلور و سولفات خودبینی در منازل یافت میگردد.

طرز تهیه:

برای تهیه این عنصر باید مقداری اکسید اسکناس ونیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده و بعد از مدتی گاز سولفور عشوه متصاعد میشود.در نتیجه به صورت رسوب در ته ویلا باقی می ماند.

البته از زبان چرب و نرم هم میتوان به صورت کاتالیزور استفاده کرد.

خواص شیمیایی:

بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات کرم بودر و سولفات...دارند که بعد از ترکیب شدن با این مواد نسبتاً قابل تحمل میشوند.بعضی از انواع این عنصر با خورده شیشه همراه است و خاصیت شوهرآزاری شدیدی دارند.

خواص فیزیکی:

از جنس بسیار حساس میباشد و به سرعت تحت تآثیر محیط و احساسات قرار میگیرد.اگر مقداری اسید خشونت و کربنات سوزآور دیگری به نام هوو به آن اضافه کنیم فوراً ذوب شده و به صورت اشک روان میگردد و اصلاً میل ترکیب شدن با عنصر مرد را ندارد.اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند آنچنان با این عنصر ترکیب میشود که جدا شدنی نیست!

 

مرد از دیدگاه علم شیمی:

این عنصر اکثراً در طبیعت به صورت آزاد و علاف یافت میشود.ارزان بودن این عنصر به درصد فراوانی آن برمیگردد.این عنصر گاهی به صورت یک ترکیب با ماده ای چون سولفید حسادت و سولفات رو (از نوع سنگ پای یافت شده در معادن قزوین)در خیابان یافت میگردد.این عنصر به علت واکنش زیاد همواره باید زیر نظر نگهداری شود.

طرز تهیه:

براب تهیه این عنصر باید واکنشهاب شیمیایی عجیب و غریبی را متحمل شد.ابتدا مقداری اکسید اسکناس و نیترات زوریم شش ظرفیتی را در مقداری سنگ بای قزوین حل کرده و بعد از مدتی گاز ادعا و سولفور     قپٌی از آن متصاعد میشود.در نتیجه به صورت رسوب روی دیواره خیطی باقی می ماند.البته از ملاقه و وردنه هم میتوان به عنوان کاتالیزور استفاده کرد.

خواص شیمیایی:

بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات ژل و سولفونات روغن نباتی و گریس دارند.نوع دیگری از این عنصر به علت اندکی ته چهره وآب اکسیژنه ارتباط محکمی با خورده شیشه دارد و دارای خاصیت موزی گری و همسرآزاری شدیدی هستند که برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن را در یک سیستم سربسته مثل زیرزمین قرار داد و با استات قابلمه و چکش مخلوط نمود.
 

  

نکته کنکوری:

در صورت کمبود امکانات آزمایشگاهی از قبیل ملاقه و وردنه میتوان از حرارت 1500 درجه جیغ فرابنفش برای ذوب این عنصر استفاده کرد که در این صورت رسوب به صورت موش درآمده و دارای قابلیت مفتول شدن هم میباشد.نکته دیگر اینکه برای اطمینان از کم شدن خورده شیشه و سولقات روی در این عنصر میتوان تا سه بار آن را با کابل برق 100 ولت الکترولیز نمود.

 


نکته صد در صد کنکوری:

به علت وجود کربنات هوش و اندکی اکسی شیطنت در عنصر زن،عنصر مرد مجدداً به صورت هویج رسوب میکند و از آن بخر عشق و عاشقی متصاید میشود که البته به محض یک برخورد موَثر دیگر با عنصر زن به سرعت با آن هم الکترون شده وقضیه یار و...به صورتO2

از آن آزاد میشود.

منبع:انجمن شیمیدانهای رنج کشیده!!! 

نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط قطره| |

سوار بر تاکسی و همسفرراهی کوتاه باچهارمسافر.........ترافیک،ترافیک ،ترافیک
ترانه ها یکی پس از دیگری بگوش می رسیدن.....اونم از لطف ترافیک .....
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین............
اصلا یادت نمی آد..................................
دختر جوانی سر شو تکیه به پنجره داده بود
واشک آرام آرام از گوشه چشمانش سرازیر می شد
دوباره دل هوای با تو بودن کرده،نگو این دل دوری عشق تو رو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعا هابردن...................
صدای هق هق دختربلند شداما بیشتر شبیه بغض خفه شده می موند
کاش کاش................
این صدای دختر بود که غرق ای کاش ها شده بود
میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بی چشات..........
جالب اینه که یهو وسط این ترانه های غمگین آهنگ شادی پخش داشت میشد
که رو به دوستم کردم نه به این آهنگ ها ونه به این ،که یهو راننده ترانه رو به جلو برد
دستم و رو شونه دخترگذاشتم
خانوم طوری شده......
همینطور اشک هابرصورت دخترمی غلتیدن
گفت چه خوب می شد آدم دچار فراموشی می شد
 
اونوقت تمام خاطرات بدش از یادش می رفت
دوباره زندگی جدید...با افکار جدید.......
نگاه حزن آلودی بهش کردم
وقتی رفتی باز هوا بد شد
روزگارازبدی بدتر شد
انگار ترانه هاهمه دست به دست هم داده بودن دخترخاطراتش رو بیاد بیار
ترانه نفرین محسن یگانه بگوش می رسید
اهای رفیق نیمه راه آی که تو تنهایی میری
فقط یک نفرین می کنم الهی تو اوج غربت بمیری
دختر گفت یعنی میشه یک روز دارویی به نام فراموشی کشف بشه
سرمو آروم پایین آوردم....حرفی نمی تونستم بزنم
صدای دخترومی شنیدم
آقای راننده همین کنار ها پیاده می شم
من کماکان در فکر داروی فراموشی
یعنی واقعا میشه یک روز...............
نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 12:29 بعد از ظهر توسط قطره| |

دل دخترک شیشه ای بود،همچون یک بلور زیبا بود
دل دخترک صاف بود بی هیچ نقش و نگاری بر روی آن
اما دخترک همیشه غمگین و افسرده بود ،بی هیچ امید و آرزویی
ناگهان یک روزکه خورشید بر زمین اشعه های طلایی اش راهدیه می کرد
مردی از جنس عشق و طراوت به دیدن دختر ک آمد .
مرد آمده بود تا با قلم عشق بر روی دل دخترک طرحی از شوق و شادی رسم کند
روزهای زیادی گذشت آن دو سنگ صبور هم شدند .
در روزهای خندیدن ،در روزهای گریستن
آن دو باهم به شهر رویا ها سفر کردند ، آن دو باهم حسی نو را تجربه کردند .
حسی متفاوت با همه احساسها ، حسی که به آنها لذت به اوج رسیدن را بخشیده بود.
دل مرد بزرگ بود و دریایی که همه غصه ها را در دلش پنهان می کرد .
دخترک هر شب قبل از خواب دعا می کرد ....
مرد حرفهایش از جنس عشق بود و دخترک کلمات محبت آمیز نثار جمله های عاشقانه مرد می کرد .
دخترک نمی دانست که جملات عاشقانه با کلمات محبت آمیز متفاوت است .
دخترک نمی دانست که دوست داشتن از عشق بالاتر است .
آن دو همه چیز را ابدی می دانستند ....
اما روزی طوفانهای سهمگین به وزیدن گرفتند .
وبعد از طوفان تنها ویرانه ای باقی مانده بود
مرد در این طوفان گم شده بود و دخترک تنها شده بود
دخترک اندیشید که همه چیز را در خواب دیده است .
ولی دخترک یادگاریها و خاطرات زیادی از مرد را به یاد داشت
نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط قطره| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ