تبليغاتX
صدای باران


صدای باران

دوتا خجالتي باهم ازدواج ميکنن
بچشون آب ميشه

----------------------------------------------------------------

از گدايي پرسيدند: «چرا گدايي مي‌کني؟» گدا جواب داد: «براي اين که پولي به دست بياورم و محتاج مردم نباشم
--------------------------------------------------------------------------

يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ي هستي

--------------------------------------------------------------------------------

پسري بودم که اسم نداشت با دختري آشنا شدم که وجود نداشت به شهري رفتيم که آدم نداشت به رستوراني رفتيم که غذا نداشت با قاشق چنگا لي غذا خورديم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر کار گذاشتن شما خيلي مزه داشت
---------------------------------------------------------------------------------------

به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم
---------------------------------------------------------------------------------------

ای که پا گذاشتی رو عشقه من ؛ ای که در را بستی به روی من ؛ درو باز کن دستم مونده لای در

 

 

نوشته شده در شنبه 28 مرداد1385ساعت 8:36 بعد از ظهر توسط قطره| |

کلمه بله هنگام خطبه عقد بسته به نوع عروس خانم انواع مختلف دارد

عروس عادي        :  بله
عروس کمي لوس : بع... له
عروس با کلاس     : اوکي
عروس خارج رفته  : يس
عروس سنتي      : آره
عروس خجالتي    : اوهوم
عروس متکبر       : فقط کله اش را تکان مي دهد
عروس وحشت زده : ها
عروس بي حوصله  : خوب
عروس دست پاچه  : باشه ، باشه

 
نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط قطره| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ