صدای باران
زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست ؟ گفت: در رفتن من کوه پرسید : و من؟ گفت: در ماندن تو بلبلی گفت: و من ؟ خنده ای کرد و بگفت:در غزلخوانی تو آه از آن آبادی که در آن کوه رود رود .مرداب شود و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر من و تو ....بلبل و کوه و رودیم راز ماندن جز .... در خواندن من ...ماندن تو ...رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست ...بدان ((سپهر))
کوه پرسید ز رود
نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت
8:37 بعد از ظهر توسط قطره| |
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |







