جان و جهان! دوش کجا بودهیدوش ز هجر تو جفا دیدهامآه که من دوش چه سان بودهام!رشک برم کاش قبا بودمیزهره ندارم که بگویم ترایار سبک روح! به وقت گریزبیتو مرا رنج و بلا بند کردرنگ رخ خوب تو آخر گواسترنگ تو داری، که زرنگ جهانآینهی رنگ تو عکس کسیست |
|
نی غلطم، در دل ما بودهایای که تو سلطان وفا بودهایآه که تو دوش کرا بودهای!چونک در آغوش قبا بودهای بی من بیچاره چرا بودهای؟! تیزتر از باد صبا بودهایباش که تو بنده بلا بودهایدر حرم لطف خدا بودهایپاکی، و همرنگ بقا بودهایتو ز همه رنگ جدا بودهای |
نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت
11:25 قبل از ظهر توسط قطره| |