بازم هوا گرفته و داره بارون میباره.کاشکی همینطوری بباره.کاش اونقدر بباره تا همه ی زشتیها و بدیها رو پاک کنه.ولی اگه همیشه هم بباره فرقی نمیکنه.آدما همون رفتارهای سابقشونو دارنو حتی حاضر نیستن فکر کنن که شاید کاراشون بد باشه.با باریدن بارون هیچ زشتی و ناپاکیی پاک نمیشه.باید خودمونو رفتارمونو عوض کنیم.اگه ما بدیهامونو کنار بذاریم اونوقت همه چیز خوب و پاک میشه.پس این وسط تکلیف بارون چی میشه؟چرا بارون میاد؟
درسته که بارون دل ما رو پاک نمیکنه اما داره نشونمون میده که مثل بارون زنده و جاری باشیمو تو لحظه زندگی کنیم.بارون داره با تمام وجودش که همشو عشق به خدا و زمین و ما آدما فرا گرفته میباره اما ما آدما هنوز معنی عشقم درک نکردیم چه برسه به اینکه بخوایم عاشق باشیم.چشمامونو بستیمو چون این طبیعت رو نمیتونیم ببینیم که با چه عشقی به خدا داره خودشو در راه عشق خداییش وقف میکنه،فکر میکنیم خودمون خیلی عاشقیم.ماها کوریم نه عاشق.ماها کوریم که این همه نشانه های خدا رو میبینیم ولی هنوز تو خودپسندیها و غرورمون غرقیم.نمیدونم به چه چیزیمون باید بنازیمو مغرور باشیم؟به قدرت نداشتمون؟به عظمت نداشتمون؟به عشقی که حتی معنیشم درک نکردیم؟یا به تمام چیزای نداشته ی دیگمون؟
خدا این بارونو میبارونه تا ماها از خواب غفلت بیرون بیایم.وقتی بارون میاد و این همه تغییرو تحول رو تو آسمونو زمین میبینم میترسم.میترسم که از این خواب بیدار نشده از این دنیا برمو عشقیو که خدا میخواسته یادم بده ، یاد نگرفته فرصتم تموم بشه
خدایا بقیه ی آدما رو نمیدونم ولی من یکی به تمام بدیها و اشتباهات و ندانسته هام اعتراف میکنم.اعتراف میکنم که در یاد گرفتن همه ی اون چیزایی که میخواستی یادم بدی کوتاهی کردم.خداوندا بیشتر از این نمیتونم اعتراف کنم،چون میبینم خطاها و اشتباهاتم اونقدر زیاده که دیگه از گفتنش شرمنده میشم.امیدوارم خودت منو ببخشی.امیدوارم همیشه این بارونتو ببارونی تا چشم دل و روحمونو باز کنه که بتونیم ببینیم اون چیزایی رو که نمی تونستیم ببینیم
خدایا ازت میخوام راه درستو به همه ی آدما و من نشون بدیو کمکمون کنی که دیگه اشتباه نکنیم
برای همه آرزوی موفقیت دارم